بسم الله الرحمن الرحیم
حسین ابراهیمی در وبلاگ "سرباز صفر جنگ نرم" نوشت:
روزهایمان از پی هم می گذرد ،مایی که مذهبمان شیعه است،مایی که اعتقاد به وجود ائمه ای داریم که خلیفه و جانشین خداوند در زمینند،مایی که دوازده امام داریم و می گوییم دوازدهمین اماممان زنده است،نه چونان ما که او انسان کامل بر روی زمین و بنده معصوم و مطیع خداست،ثبات عالم به وجود اوست،همه به طفیل آن بنده کامل روزی می خوریم ولی، باز قصه قصه بی معرفتی و بی وفایی است...
او باب رسیدن به خداست و قرآن می گوید : وَأْتُواْ الْبُيُوتَ مِنْ أَبْوَابِهَا1 ، از درب ها وارد خانه شوید؛به راستی اگر او امام ماست پس ما ماموم اوییم و ماموم باید عملش به مانند امام و متکی و پیرو او باشد اما تو بگو کیست او که من مانند او باشم؟!
اهمیت معرفت امام زمان صلوات الله علیه
اهمیت معرفت و شناخت امام زمان در مذهب ما به اهمیت اصل ایمان است از آنجا که نه یک حدیث بلکه بابی در احادیث ماست که کسی که بمیرد در حالی که امام زمان نشناس باشد به دین اسلام نمرده است بلکه چونان جاهلیت قبل از اسلام دچار انحراف و تباهی و بدآئینی بوده است.
آیا با امام زمان ارتباط دارید؟
امام باقر در تفسیر آیه 200 سوره آل عمران می فرمایند : رابطوا امامکم المنتظر2 ،با امام زمانتان رابطه داشته باشید ،
حضرت آیت الله بهجت رحمة الله علیه در این رابطه می فرمایند: تا رابطه ما با ولیّ امر، امام زمان (عجل الله تعالی فرجه
الشریف) قوی نشود، کار ما درست نخواهد شد.و قوّت رابطه ما با ولیّ امر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) هم در اصلاح نفس است.
باز باید از خودم بپرسم از قصه معرفت که بگذریم،چقدر امام زمان خود را یاد می کنیم که این از حداقل هاست امام زمان در
کلامی می فرمایند: انا غیر مهملین لمراعاتکم ولا ناسین لذکرکم3 ، ما شما را فراموش نمی کنیم! ؛ محبت او که مظهر مهر
خدای رحمان است ما را فرا گرفته اما در کدامین کوچه غفلت در این دنیای رنگ و ریا و بی وفایی گیر کرده ایم که یادی از او
نمی کنیم،همان یادی که البته باب لطف و توجه خدا به ماست.
یکی از دستور العمل های ارتباط با امام زمان این است که برای فرج او که فرج عالم است دعا کنیم البته باز باید یادآور شوم که در این روزگار آخرالزمان یاد کردن و دعا کردن برای آن آئینه حسن حضرت پروردگار خود نعمت و رزقی بزرگ است که باز چگونه توان از عهده شکر آن بر آمد؟؛
قال المَهدي(عج): «أَكْثِرُوا الدُّعَاءَ بِتَعْجِيلِ الْفَرَجِ فَإِنَّ ذَلِكَ فَرَجُكُم»4
برای تعجیل فرج بسیار دعا کنید ،زیرا همین موجب فرج و گشایش شماست .
یاد او باب گشایش است و دعای برای فرج او اول درهای رحمت خداوند را به روی خود ما باز می کند که این عمل خود از کمترین وظایف شیعیان آن امام منتظر در قبال حضرت است.
خیلی از ما بیشترین دعایی که گاهی برای امام زمان می خوانیم همین دعای "اللهم کن لولیک" است که دعای برای سلامتی
حضرت است اما قدر همین دعا را هم نمی دانیم ،او گوش شنوا و چشم بینای خداوند است ،او همان مهربانی است که ما در این
دوران سخت دستور داریم در خانه او برویم و از او استمداد بجوییم، این دعا ها بهانه است تا باز نام مهدی بر زبان ما جاری
شود تا باز تابلوی نجات در این دوران جلوی چشممان بیاید ، پدر معنوی ما اوست ،همان پدری که چون یعقوب نبی برای فرزندان
گنهکار خود استغفار می کند؛ يَا أَبَانَا اسْتَغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا إِنَّا كُنَّا خَاطِئِينَ5 ؛ ای پدر برای گناهان ما طلب آمرزش کن که ما خطاکار
بوده ايم.
آیا دوست داریم امام زمان برای ما دعا کنند؟
آیا دوست داریم که مشمول دعای مستجاب امام زمان شویم؟ آیا این اراده و همت و البته اعتقاد را داریم که امام زمان برای ما و زندگی و خانواده ما دعا کنند؟ راهش دل دادن به مهدی و دعا برای اوست از جمله دلایلی که علما برای اینکه امام زمان هر کس که ایشان را یاد و دعا کند ،دعا می فرمایند ،روایت زیر است:
مرحوم راوندي در کتاب الخرائج نقل مي کند: گروهي از اهل اصفهان ـ از جمله ابو عباس احمد بن نصر وابو جعفر محمد بن علويه ـ برایم نقل کرده اند: در اصفهان مردي شيعه به نام عبدالرحمان بود، از او سئوال کردند: علت اينکه امامت امام علي النقي (عليه السلام) را پذيرفتي و دنبال فرد ديگري نرفتي چيست؟
گفت: جرياني از آن حضرت ديدم که قبول امامت آن حضرت را بر من لازم نمود. من مردي فقير اما زباندار وپر جرأت بودم به همين جهت در سالي از سالها اهل اصفهان من را برگزيدند تا با گروهي ديگر براي دادخواهي به دربار متوکل برويم. ما رفتيم تا به بغداد رسيديم هنگامي که در بيرون دربار بودم خبر به رسيد که دستور داده شده امام علي النّقي را احضار کنند،بعد حضرتش را آوردند.
من به يکي از حاضرين گفتم: اين شخص که او را احضار کردند کيست؟ گفت: او مردي علوي وامام رافضي ها ست سپس گفت: به نظرم مي رسد که متوکل مي خواهد او را بکشد، گفتم: از جاي خود تکان نمي خورم تا اين مرد را بنگرم که چگونه شخصي است؟
او گفت: حضرت در حالي که سوار بر اسب بودند تشريف آوردند ومردم در دو طرف او صف کشيدند واو را نظاره مي کردند. چون چشمانم به جمالش افتاد محبت او در دلم جاي گرفت و در دل شروع کردم به دعا کردن براي او که خداوند شرّ متوکل را از حضرتش دور گرداند.
حضرت در ميان مردم حرکت مي کرد و به يال اسب خود مي نگريست نه به راست نگاه مي کرد ونه به چپ، من نيز دعا براي حضرتش را در دلم تکرار مي کردم.
چون در برابرم رسيد رو به من کرد وفرمود:
استجاب الله دعاک، وطوّل عمرک وکثّر مالک وولدک.
يعني: خداي دعاى تو را مستجاب کند. وعمر تو را طولاني ومال وفرزند تو را زياد گرداند.
از هيبت و وقار او بدنم لرزيد ودر ميان دوستانم به زمين افتادم.
دوستانم از من پرسيدند، چه شد؟
گفتم خير است وجريان را به کسي نگفتم.
پس از آن به اصفهان بازگشتيم. خداوند به سبب دعاى آن حضرت درهايي از مال وثروت را براي من باز کرد تا جايي که اگر همين امروز درب خانه ام را ببندم قيمت اموالي که در آن دارم معادل هزاران هزار درهم است واين غير از اموالي است که در خارج خانه دارم. خداوند به سبب دعاى آن حضرت ده فرزند به من عنايت فرمود.
ببينيد که چگونه مولاي ما امام علي نقي (عليه السلام) دعاى آن شخص را به خاطر نيکي او جبران وتلافي نمود. براي او دعا فرمود با اينکه از مؤمنان نبود. آيا گمان مي کنيد که اگر در حق مولاي ما صاحب الزمان ارواحنا فداه دعا کنيد شما را با دعاى خير ياد نمي کند با اينکه شما از مؤمنان هستيد؟6
..................................................................................................
پی نوشت:
1-سوره بقرة/آیه/189
2-تفسیر برهان جلد۱صفحه۳۳۴
3-بحار الانوار علامه مجلسی، ج 53، ص 175
4-بحارالأنوار ،ج53 ، ص180 ، باب 31
5-سوره یوسف/آیه97
6-مکیال المکارم: 1 / 333
بسم الله الرحمن الرحیم
آیا تا به حال اندیشیده ایم که اگر آن صدای اصلی به گوش برسد و منادی ندا دهد و ما همچنان غرق در زندگی دنیایی باشیم؛ چه عکس العملی خواهیم داشت؟ آیا ما در این بزنگاه اصلی زندگی هول نخواهیم کرد؟ آیا بهت زده و شگفت زده نخواهیم شد؟ ....
آیا تا به حال و در روزگارانی که زیسته ایم با صدایی، فغانی، شیونی، فریادی شگفت زده شده ایم و از جا پریده ایم؟
حتما برای همه ما این اتفاق ساده و کلیشه ای افتاده است؛ گاهی در ترافیک سنگین، آنگاه که فارغ از هر گونه مشغله و گرمایی و بدون توجه به انبوه اتومبیل ها اندر تفکرات خود غرق شده ایم با بوق ممتد اتومبیل پشت سر تکانی خورده ایم و تمام اندیشه هایمان دود شده است و شاید ابر تشکیل شده بالای سرمان محو.
گاه می توان از اتفاقات ساده و به شدت معمولی و عادی زندگی نتایج بزرگ و قابل تأملی گرفت، می توان درس ها آموخت و به خاطر سپرد و از آن استفاده کرد.
آیا تا به حال به همین حادثه که البته حادثه نمی توان گفت؛ به همین اتفاق عادی طور دیگر و متفاوت تری نگریسته ایم؟
آیا تا به حال اندیشیده ایم که اگر آن صدای اصلی به گوش برسد و منادی ندا دهد و ما همچنان غرق در زندگی دنیایی باشیم؛ چه عکس العملی خواهیم داشت؟ آیا ما در این بزنگاه اصلی زندگی هول نخواهیم کرد؟ آیا بهت زده و شگفت زده نخواهیم شد؟
بازندهی دوران
آری، قطعاً ما؛ آدمیانی که در زندگی و لذت های آن غرق شده و حواسمان پرت از اصل است و سخت مشغول فرع شده ایم با آن ندا از جا می پریم و حالی عجیب خواهیم داشت. زیرا هیچ گاه نمی اندیشیدیم که این اتفاق عظیم که تمام عمر شعار آن را داده ایم و خود را منتظر نامیده ایم حادث شود. در هیچ برهه ای از زمان آن را نزدیک احساس نمی کردیم. به همین علت حالی همچون بازنده ها داریم و بازنده همه اعصار و دوران ها هستیم. آن را دور می پنداشتیم که دنبال اصلاح خود نبودیم و مدام آن را به فردا و فرداهای دیگر موکول می کردیم.
اسم های بدون مسمی
اگر یادمان می ماند که «وَ اسْتَمِعْ یَوْمَ یُنادِ الْمُنادِ مِنْ مَكانٍ قَریب» و مدام این نجوا در گوشمان بود قطعاً منتظرانی می بودیم که آن امام منتظَر سزاوار آن است. و چقدر فراموشکاریم که «منتظران مصلح خود باید صالح باشند»؛ و ما هیچ تلاشی در این جهت نکردیم و اسم هایی بدون مسمی بودیم. به انسان های منتظر که سال ها انتظار برپایی عدالت و داد را کشیدهاند؛ دستور داده شده که همواره سلاح در دست داشته باشند و آن را بر زمین نگذارند و به خاطر داشته باشند که اگر به عدالت و قسط معتقدند نباید در مقابل ظلم و جور ساکت بنشینند.
برای زیباترین روز، خود را آراسته کنیم
اینجا باید گفت که ما آدمیان و به خصوص ما مسلمانان منتظر باید برای اعتقاد و ایمان خود هزینه بپردازیم و به راحتی آن را از دست ندهیم و از مرزهای عقیدتی حراست و نگهبانی کنیم و در این امر سستی نورزیم؛ با هر بادی که از هر سویی می وزد تکانی نخوریم و بسیار حواسمان به اعتقادات باطل باشد و ایمان جزوی از جانمان گردد. ما باید بسیار مقاومت کنیم؛ مقاومتی که در همه ابعاد باشد و این را یک تکلیف دینی و واجب الاهی بدانیم.
این مقاومت باید همواره زنده و پویا بماند تا مقدمات تحقق عدالت الاهی در سراسر گیتی فراهم شود. مردم باید هم از نظر ذهنیت و هم از نظر عینیت آمادگی کامل داشته باشند یعنی این مقاومت غیر از آنکه به عنوان یک اصل اعتقادی در جامعه با ایمان حضور دارد باید در بعد عمل نیز هویدا و ظاهر باشد. جامعه دین مدار هیچ گاه تحت سلطه حکومت های ظالم نمی رود و در برابر هیچ جبار و ستمگری سر خم نمی کند. پس در عصر غیبت انسان مومن نباید خود را کم ارزش تلقی کند و تن به هر حکومتی دهد.
ما در این زمان باید در مقابل هر گونه ظلم و جوری مقاومت کنیم و تسلیم نشویم و بهترین و قوی ترین نیروی خود را تا آن روز بزرگ مهیا سازیم و برای زیباترین روز خود را آراسته کنیم: «وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَ مِنْ رِباطِ الْخَیْلِ». حتی اگر به دست هم نمی توانیم کاری و حرکتی انجام دهیم حداقل با زبان و قلبمان انزجار از ستم را داشته و در مقابل آن بی تفاوت نباشیم. کردار و رفتارمان این نباشد که چون ظلم و تعدی آسیبی به ما نرسانده و کیلومترها و فرسنگ ها از ما دور است، پس مهم نیست و ما که در آرامش زندگی می کنیم.
آیا فقط "آقا بیا" کافی است
این روزها که شاهد نسل کشی و جنایت های بی شماری از سوی جنایتکاران هستیم نباید بگوییم که چون ما متحمل لطمه ای نشده ایم و یا آن ها هم مسلک ما نیستند پس به ما ربطی ندارد و بی تفاوت باشیم. ما که خود را شیعه مولای متقیان علیه السلام می دانیم باید توجه داشته باشم که ایشان می فرمایند: مردم یا در دین با تو یکسانند یا در خلق.
حتی اگر کاری ازمان بر نمی آید حداقل به زبان و قلب غم زده و ناراحت باشیم و بدانیم که در عصر غیبت و برای ایجاد زمینه های ظهور اگر بنشینیم و خود را منتظر بنامیم و تنها و در زبانمان "آقا بیا" باشد و جمعه به جمعه دعای ندبه ای بخوانیم و انابه کنیم کافی نیست و باید حرکتی هر چند اندک برای رفع هر گونه ظلم و ستم و ستاندن چهره فقر انجام دهیم که این اندک و حداقل خودش حداکثری است و ارزشمند و پرفایده.
کدام معرفت
ذکر این نکته هم لازم است؛ ما را که منتظران آن امام همام می خوانند باید نشانه هایی از آن امام داشته باشیم. باید شعار انتظارمان به جانمان بزند و یارمان باشد.
باید طوری عمل کنیم که بتوانیم در آن روز بزرگ در مقابل آن امام جلیل القدر و والا منزلت سرمان را بالا بگیریم. باید معرفت
به امام عصر علیه السلام پیدا کنیم و امام شناختیمان ارتقا پیدا کند؛ برای مایی که امام را نمی شناسیم و از جایگاه او
مطلع نیستیم و خبر نداریم که این جهان طفیلی وجود امام است چه فرق می کند که ایشان با 313 نفر می آیند یا با یک
تن. این ها که معرفت امام نیست. این ها که انسان را به بلوغ و رشد نمی رساند.
آیا بهتر نیست به جای بسیاری از کارها که تاکنون انجام داده ایم که بعد این همه سال فایده ای خاص و دستاوردی نداشته دنبال اموری باشیم که برتر از آن است و معرفتی خاص ایجاد می کند. اگر آدمی می خواهد دنیایش دنیای انسانی باشد و مراتب کمال را طی کند باید با حجت الله مرتبط باشد.
اللهم عرفنی نفسک فانک ان لم تعرفنی نفسک لم اعرف نبیک.
اللّهم عرفنی نبیک فانک ان لم تعرفنی نبیک لم اعرف حجتک.
اللهم عرفنی حجتک فانک ان لم تعرّفنی حجتک ضللت عن دینی؛
پروردگارا! خود را به من بشناسان که اگر خود را به من نشناسانی، نمی توانم پیغمبرت را بشناسم.
پروردگارا! پیغمبرت را به من بشناسان که اگر پیغمبرت را به من نشناسانی، نمی توانم حجت تو را بشناسم.
پروردگارا! حجت خود را به من بشناسان، که اگر حجت خود را به من نشناسانی، دین خود را از دست می دهم، و گمراه خواهم شد.
زندگينامه حضرت صاحب الزمان عج الله تعالي فرجه الشريف
ولادت
ولادت حضرت مهدی صاحب الزمان ( ع ) در شب جمعه ، نيمه شعبان سال 255يا 256 هجری بوده است . پس از اينکه دو قرن
و اندی از هجرت پيامبر ( ص ) گذشت ، و امامت به امام دهم حضرت هادی ( ع ) و امام يازدهم حضرت عسکری ( ع ) رسيد ،
کم کم در بين فرمانروايان و دستگاه حکومت جبار ، نگراني هايی پديد آمد . علت آن اخبار و احاديثی بود که در آنها نقل شده بود
: از امام حسن عسکری ( ع ) فرزندی تولد خواهد يافت که تخت و کاخ جباران و ستمگران را واژگون خواهد کرد و عدل و داد
را جانشين ظلم و ستم ستمگران خواهد نمود . در احاديثی که بخصوص از پيغمبر ( ص ) رسيده بود ، اين مطلب زياد گفته شده و
به گوش زمامداران رسيده بود . در اين زمان يعنی هنگام تولد حضرت مهدی ( ع ) ، معتصم عباسی ، هشتمين خليفه عباسی ،
که حکومتش از سال 218هجری آغاز شد ، سامرا ، شهر نوساخته را مرکز حکومت عباسی قرار داد . اين انديشه - که ظهور
مصلحی پايه های حکومت ستمکاران را متزلزل مي نمايد و بايد از تولد نوزادان جلوگيری کرد ، و حتی مادران بيگناه را کشت ،
و يا قابله هايی را پنهانی به خانه ها فرستاد تا از زنان باردار خبر دهند - در تاريخ نظايری دارد . در زمان حضرت ابراهيم ( ع )
نمرود چنين کرد . در زمان حضرت موسی ( ع ) فرعون نيز به همين روش عمل نمود . ولی خدا نخواست . همواره ستمگران
مي خواهند مشعل حق را خاموش کنند ، غافل از آنکه ، خداوند نور خود را تمام و کامل مي کند ، اگر چه کافران و ستمگران
نخواهند . در مورد نوزاد مبارک قدم حضرت امام حسن عسکری ( ع ) نيز داستان تاريخ به گونه ای شگفت انگيز و معجزه آسا
تکرار شد . امام دهم بيست سال - در شهر سامرا - تحت نظر و مراقبت بود ، و سپس امام يازدهم ( ع ) نيز در آنجا زير نظر و
نگهبانی حکومت به سر مي برد . " به هنگامی که ولادت ، اين اختر تابناک ، حضرت مهدی ( ع ) ، نزديک گشت ، و خطر او در
نظر جباران قوت گرفت ، در صدد بر آمدند تا از پديد آمدن اين نوزاد جلوگيری کنند ، و اگر پديد آمد و بدين جهان پای نهاد ، او را
از ميان بردارند . بدين علت بود که چگونگی احوال مهدی ، دوران حمل و سپس تولد او ، همه و همه ، از مردم نهان داشته مي
شد ، جز چند تن معدود از نزديکان ، يا شاگردان و اصحاب خاص امام حسن عسکری ( ع ) کسی او را نمي ديد . آنان نيز مهدی را گاه بگاه مي ديدند ، نه هميشه و به صورت عادی " .
شيعيان خاص ، مهدی ( ع ) را مشاهده کردند
در مدت 5 يا 4 سال آغاز عمر حضرت مهدی که پدر بزرگوارش حيات داشت ، شيعيان خاص به حضور حضرت
مهدی ( ع ) مي رسيدند . از جمله چهل تن به محضر امام يازدهم رسيدند و از امام خواستند تا حجت و امام بعد ا
ز خود را به آنها بنماياند تا او را بشناسند ، و امام چنان کرد . آنان پسری را ديدند که بيرون آمد ، همچون پاره
ماه ، شبيه به پدر خويش . امام عسکری فرمود : " پس از من ، اين پسر امام شماست ، و خليفه من است در
ميان شما ، امر او را اطاعت کنيد ، از گرد رهبری او پراکنده نگرديد ، که هلاک مي شويد و دينتان تباه مي گردد
. اين را هم بدانيد که شما او را پس از امروز نخواهيد ديد ، تا اينکه زمانی دراز بگذرد . بنابراين از نايب او ،
عثمان بن سعيد ، اطاعت کنيد " . و بدين گونه ، امام يازدهم ، ضمن تصريح به واقع شدن غيبت کبری ، امام
مهدی را به جماعت شيعيان معرفی فرمود ، و استمرار سلسله ولايت را اعلام داشت . يکی از متفکران و
فيلسوفان قرن سوم هجری که به حضور امام رسيده است ، ابو سهل نوبختی مي باشد . باری ، حضرت مهدی
( ع ) پنهان مي زيست تا پدر بزرگوارش حضرت امام حسن عسکری در روز هشتم ماه ربيع الاول سال
260هجری ديده از جهان فرو بست . در اين روز بنا به سنت اسلامی ، مي بايست حضرت مهدی بر پيکر مقدس
پدر بزرگوار خود نماز گزارد ، تا خلفای ستمگر عباسی جريان امامت را نتوانند تمام شده اعلام کنند ، و يا بد
خواهان آن را از مسير اصلی منحرف کنند ، و وراثت معنوی و رسالت اسلامی و ولايت دينی را به دست ديگران
سپارند . بدين سان ، مردم ديدند کودکی همچون خورشيد تابان با شکوه هر چه تمامتر از سرای امام بيرون آمد ،
و جعفر کذاب عموی خود را که آماده نماز گزاردن بر پيکر امام بود به کناری زد ، و بر بدن مطهر پدر نماز گزارد .
ضرورت غيبت آخرين امام
بيرون آمدن حضرت مهدی ( ع ) و نماز گزاران آن حضرت همه جا منتشر شد . کارگزاران و ماموران معتمد
عباسی به خانه امام حسن عسکری (ع ) هجوم بردند، اما هر چه بيشتر جستند کمتر يافتند ، و در چنين شرايطی
بود که برای بقای حجت حق تعالی ، امر غيبت امام دوازدهم پيش آمد و جز اين راهی برای حفظ جان آن " خليفه
خدا در زمين " نبود ، زيرا ظاهر بودن حجت حق و حضورش در بين مردم همان بود و قتلش همان . پس مشيت
و حکمت الهی بر اين تعلق گرفت که حضرتش را از نظرها پنهان نگهدارد ، تا دست دشمنان از وی کوتاه گردد ،
و واسطه فيوضات ربانی ، بر اهل زمين سالم ماند . بدين صورت حجت خدا ، هر چند آشکار نيست ، اما انوار
هدايتش از پس پرده غيبت راهنمای مواليان و دوستانش مي باشد . ضمنا اين کيفر کردار امت اسلامی است که نه
تنها از مسير ولايت و اطاعت امير المؤمنين علی ( ع ) و فرزندان معصومش روی بر تافت ، بلکه به آزار و قتل
آنان نيز اقدام کرد ، و لزوم نهان زيستی آخرين امام را برای حفظ جانش سبب شد . در اين باب سخن بسيار است
و مجال تنگ ، اما برای اينکه خوانندگان به اهميت وجود امام غايب در جهان بينی تشيع پی برند ، به نقل قول
پروفسور هانری کربن - مستشرق فرانسوی - در ملاقاتی که با علامه طباطبائی داشته ، مي پردازيم : " به عقيده
من مذهب تشيع تنها مذهبی است که رابطه هدايت الهيه را ميان خدا و خلق ، برای هميشه ، نگهداشته و بطور
استمرار و پيوستگی ولايت را زنده و پابر جا مي دارد ... تنها مذهب تشيع است که نبوت را با حضرت محمد -
صلی الله عليه و آله و سلم - ختم شده مي داند ، ولی ولايت را که همان رابطه هدايت و تکميل مي باشد ، بعد از
آن حضرت و برای هميشه زنده مي داند . رابطه ای که از اتصال عالم انسانی به عالم الوهی کشف نمايد ، بواسطه
دعوتهای دينی قبل از موسی و دعوت دينی موسی و عيسی و محمد - صلوات الله عليهم - و بعد از حضرت محمد
، بواسطه ولايت جانشينان وی ( به عقيده شيعه ) زنده بوده و هست و خواهد بود ، او حقيقتی است زنده که
هرگز نظر علمی نمي تواند او را از خرافات شمرده از ليست حقايق حذف نمايد ... آری تنها مذهب تشيع است که
به زندگی اين حقيقت ، لباس دوام و استمرار پوشانيده و معتقد است که اين حقيقت ميان عالم انسانی و الوهی ،
برای هميشه ، باقی و پا برجاست " يعنی با اعتقاد به امام حی غايب .
شمشير حضرت مهدی ( ع )
شمشير مهدی ، سيف الله و سيف الله المنتقم است . شمشيری است خدائی ، شمشيری است انتقام گيرنده از
ستمگران و مستکبران . شمشير مهدی شمشير انتقام از همه جانيان در طول تاريخ است . درندگان متمدن
آدمکش را مي کشد ، اما بر سر ضعيفان و مستضعفان رحمت مي بارد و آنها را مي نوازد . روزگار موعظه و
نصيحت در زمان او ديگر نيست . پيامبران و امامان و اولياء حق آمدند و آنچه لازمه پند دادن بود بجای آوردند .
بسياری از مردم نشنيدند و راه باطل خود را رفتند و حتی اولياء حق را زهر خوراندند و کشتند . اما در زمان
حضرت مهدی بايد از آنها انتقام گرفته شود . مهدی ( ع ) آن قدر از ستمگران را بکشد که بعضی گويند : اين
مرد از آل محمد ( ص ) نيست . اما او از آل محمد ( ص ) است يعنی از آل حق ، آل عدالت ، آل عصمت و آل
انسانيت است . از روايات شگفت انگيزی که در مورد حضرت مهدی ( ع ) آمده است ، خبری است که از
حضرت امام محمد باقر ( ع ) نقل شده و مربوط است به 1290سال قبل . در اين روايت حضرت باقر ( ع )
میگويند : " مهدی ، بر مرکبهای پر صدايی ، که آتش و نور در آنها تعبيه شده است ، سوار مي شود و به
آسمانها ، همه آسمانها سفر مي کند " . و نيز در روايت امام محمد باقر ( ع ) گفته شده است که بيشتر آسمانها ،
آباد و محل سکونت است . البته اين آسمان شناسی اسلامی ، که از مکتب ائمه طاهرين ( ع ) استفاده مي شود ،
ربطی به آسمان شناسی يونانی و هيئت بطلميوسی ندارد ... و هر چه در آسمان شناسی يونانی ، محدود بودن
فلک ها و آسمانها و ستارگان مطرح است ، در آسمان شناسی اسلامی ، سخن از وسعت و ابعاد بزرگ است و
ستارگان بيشمار و قمرها و منظومه های فراوان . و گفتن چنين مطالبی از طرف پيامبر اکرم ( ص ) و امام باقر
( ع ) جز از راه ارتباط با عالم غيب و علم خدائی امکان نداشته است .
غيبت کوتاه مدت يا غيبت صغري
مدت غيبت صغری بيش از هفتاد سال بطول نينجاميد ( از سال 260ه. تا سال 329ه. ) که در اين مدت نايبان
خاص ، به محضر حضرت مهدی ( ع ) مي رسيدند ، و پاسخ نامه ها سؤوالات را به مردم مي رساندند . نايبان
خاص که افتخار رسيدن به محضر امام ( ع ) را داشته اند ، چهار تن مي باشند که به " نواب خاص " يا " نايبان
ويژه " معروفند . 1- نخستين نايب خاص مهدی ( ع ) عثمان بن سعيد اسدی است . که ظاهرا بعد از سال
260هجری وفات کرد ، و در بغداد به خاک سپرده شد . عثمان بن سعيد از ياران و شاگردان مورد اعتماد امام
دهم و امام يازدهم بود و خود در زير سايه امامت پرورش يافته بود .2- محمد بن عثمان : دومين سفير و نايب
امام ( ع ) محمد بن عثمان بن سعيد فرزند عثمان بن سعيد است که در سال 305هجری وفات کرد و در بغداد
بخاک سپرده شد . نيابت و سفارت محمد بن سعيد نزديک چهل سال بطول انجاميد.3 - حسين بن روح نوبختی :
سومين سفير ، حسين بن روح نوبختی بود که در سال 326 هجری فوت کرد . 4 - علی بن محمد سمری :
چهارمين سفير و نايب امام حجه بن الحسن ( ع ) است که در سال 329هجری قمری در گذشت و در بغداد دفن
شد . مدفن وی نزديک آرامگاه عالم و محدث بزرگ ثقه الاسلام محمد بن يعقوب کلينی است . همين بزرگان و
عالمان و روحانيون برجسته و پرهيزگار و زاهد و آگاه در دوره غيبت صغری واسطه ارتباط مردم با امام غايب و حل مشکلات آنها بوسيله حضرت مهدی ( ع ) بودند .
غيبت دراز مدت يا غيبت کبری و نيابت عامه
اين دوره بعد از زمان غيبت صغری آغاز شد ، و تاکنون ادامه دارد .اين مدت دوران امتحان و سنجش ايمان و
عمل مردم است . در زمان نيابت عامه ، امام ( ع ) ضابطه و قاعده ای به دست داده است تا در هر عصر ، فرد
شاخصی که آن ضابطه و قاعده ، در همه ابعاد بر او صدق کند ، نايب عام امام ( ع ) باشد و به نيابت از سوی
امام ، ولی جامعه باشد در امر دين و دنيا . بنابراين ، در هيچ دوره ای پيوند امام ( ع ) با مردم گسيخته نشده و
نبوده است . اکنون نيز ، که دوران نيابت عامه است ، عالم بزرگی که دارای همه شرايط فقيه و دانای دين بوده
است و نيز شرايط رهبری را دارد ، در راس جامعه قرار مي گيرد و مردم به او مراجعه مي کنند و او صاحب "
ولايت شرعيه " است به نيابت از حضرت مهدی ( ع ) . بنابراين ، اگر نايب امام ( ع ) در اين دوره ، حکومتی
را درست و صالح نداند آن حکومت طاغوتی است ، زيرا رابطه ای با خدا و دين خدا و امامت و نظارت شرعی
اسلامی ندارد . بنابر راهنمايی امام زمان ( عجل الله فرجه ) برای حفظ انتقال موجوديت تشيع و دين خدا ، بايد
هميشه عالم و فقيهی در راس جامعه شيعه قرار گيرد که شايسته و اهل باشد ، و چون کسی - با اعلميت و اولويت
- در راس جامعه دينی و اسلامی قرار گرفت بايد مجتهدان و علمای ديگر مقام او را پاس دارند ، و برای
نگهداری وحدت اسلامی و تمرکز قدرت دينی او را کمک رسانند ، تا قدرتهای فاسد نتوانند آن را متلاشی و
متزلزل کنند . گر چه دوری ما از پناهگاه مظلومان و محرومان و مشتاقان - حضرت مهدی ( ع ) - بسيار درد آور
است ، ولی بهر حال - در اين دوره آزمايش - اعتقاد ما اينست که حضرت مهدی ( ع ) به قدرت خدا و حفظ او ،
زنده است و نهان از مردم جهان زندگی مي کند ، روزی که " اقتضای تام " حاصل شود ، ظاهر خواهد شد ، و
ضمن انقلابی پر شور و حرکتی خونين و پردامنه ، بشريت مظلوم را از چنگ ظالمان نجات خواهد داد ، و رسم
توحيد و آيين اسلامی را عزت دوباره خواهد بخشيد .
وظيفه عالمان در عصر غيبت امام زمان (عج)
1ـ پرهيزگاري و پيشوايي پرهيزگاران
بزرگترين افتخار براي عالمان شيعه اين است كه عهده دار نقش وراثت از امام زمان (عليه السلام) ميشوند؛ يعني ايشان در زمان غيبت، وظيفهاي را انجام ميدهند كه اگر مولايشان حضور ميداشت، آن را انجام ميداد؛ البته در شعاعي كوتاه و ظرفي محدود، كار، همان كار، يعني روشنگري و هدايت خلق خدا است.
در دوران غيبت، دو وظيفه و تكليف براي ما ضرورت دارد: يكي اين كه خودمان را از آلودگي گناهان و غفلتها پاك كنيم و لحظه به لحظه به خدا نزديكتر سازيم، و ديگر آن كه دست ديگران را نيز بگيريم و اطراف خويش را نورافشاني كنيم.
در واقع بايد نقش امام (عليه السلام) را در شعاعي كوچك و محدود ايفا كنيم. باري، عالمي كه در مكتب اهل بيت (عليهم السلام) تربيت شده باشد ميتواند يك مرتبه از ولايت و امامت را چه در عرصه تكوين و چه در تشريع عهده دار شود.
نمونهاي از ولايت اولياي خدا
درست است كه تعداد امامان، به معناي اصطلاحي خودش، دوازده تا بيشتر نيست؛ اما پيروان واقعي ايشان فراوانند. يكي از اوليا و دوستان خدا كه پس از مرگ نيز كرامتهاي فراواني از وي ظاهر شده، مرحوم ميرزاي قمي (رحمه الله) است.
فراوانند كساني كه براي رسيدن به حاجت خود به مقبره آن بزرگوار در قبرستان شيخان قم رفتهاند و پس از خواندن فاتحه و سوره يس به حاجت خود رسيدهاند. اين شخصيت بزرگ، نزد خداوند چنان مقامي يافته كه آثار وجودي و كرامتهايش فراتر از مواردي است كه زمان حيات او رخ داده و به قدري گسترده و فراوان است كه ضبط و جمعآوري آنها بسيار دشوار مينمايد.
حضرت آيت الله بهجت (ادام الله ظله العالي) درباره يكي از كرامتهاي مرحوم ميرزا در زمان حيات او ميفرمود:
شخصي كه مقابل مقبره مرحوم ميرزاي قمي دن شده از اهالي قفقاز بوده است. وي زمان حياتش با كارواني از قفقاز كه در آن دوران، در قلمرو ايران بوده است، جهت انجام مراسم حج، عازم مكه معظمه ميشود.
پس از زيارت خانه خدا و انجام مراسم حج، قدري سوغات ميخرد و در هميانش ميگذارد و به جده ميرود و بر كشتي سوار ميشود تا به ايران باز گردد. از بد حادثه، هميان و سوغات و پولهاي داخل آن و ساير وسايلش در دريا ميافتد و او هرچه ميكوشد، موفق نميشود آنها را از آب خارج سازد.
به شدت ناراحت و افسرده ميشود و چون دل پاك و با صفايي داشته است، خود را به نجف ميرساند و به حرم حضرت علي (عليه السلام) ميرود و پس از زيارت به حضرت عرض ميكند: من هميانم را از شما ميخواهم. شب در حالت خواب، حضرت به او ميفرمايد: «برو هميانت را از ميرزاي قمي بگير».
روز بعد دوباره به حرم ميرود و به حضرت عرض ميكند: من ميرزاي قمي را نميشناسم و هميانم را از شما ميخواهم. شب دوم باز خواب ميبيند كه به او ميفرمايد: «برو هميانت را در قم از ميرزاي قمي بگير».
سرانجام چارهاي جز اين نميبيند كه روانه قم شود. و براي خرج سفر قدري پول از رفقايش قرض ميكند و خود را به قم و خانه ميرزا ميرساند. وقتي در ميزند، خادم پشت در ميآيد و ميگويد: چه كار داري؟ ميگويد: با ميرزا كار دارم. خادم ميگويد: ميرزا هر روز در اين ساعت از بعد از ظهر استراحت ميكند برو و يك ساعت ديگر بيا. در اين حال، مرحوم ميرزا از داخل خانه صدا ميزند كه من بيدارم و خادم را فرا ميخواند و ميگويد: اين هميان را به آن مرد بده. آن مرد هميانش را ميگيرد و خداحافظي ميكند و متوجه نميشود كه چه كرامت بزرگي از ميرزاي قمي رضوان الله تعالي عليه سرزده است.
وقتي به قفقاز ميرسد، پس از آن كه ديدارها و رفت و آمد دوستان و خويشان به منزل او تمام ميشود، با خانوادهاش به گفت و گو ميپردازد و جريان سفر و از دست دادن و دوباره به دست آوردن هميانش را نقل ميكند.
زنش ميگويد: چگونه هميانت در جده به دريا افتاد و تو آن را در قم به دست آوردي؟! آيا وقتي در قم سراغ هميانت رفتي، از تو نشاني اجناس داخل آن را نپرسيدند؟ گفت: خير. من به در خانه ميرزا رفتم و... ناگهان ميرزا از اندرون خانه، خادم را صدا زد و هميان را به او داد تا به من بدهد. زنش گفت: آخر چطور نامت را نپرسيد؟! او از كجا ميدانست كه تو در خانه را زدهاي؟! او از كجا ميدانست كه چه كاري داري؟! و اصلا چطور هميان تو سر از خانه ميرزاي قمي در آورده بود؟!
مرد قفقازي تازه متوجه شد كه چه كرامت بزرگي از ميرزا صادر شده و او غافل بوده است؛ از اين رو بسيار ناراحت و متأسف شد. زنش نيز او را سرزنش كرد كه چطور چنين كرامت عظيمي را از آن مرد الاهي ديدي و حتي داخل خانه نرفتي كه او را ببيني و دستش را ببوسي و همين طور هميان را گرفتي و آمدي؟! آن مرد تصميم گرفت زندگياش را در قفقاز رها كند و به قم بيايد و مقيم قم و خادم خانه ميرزا (رحمه الله) شود.
روزي كه به قم رسيد، دريافت كه ميرزا رحلت كرده و مردم بدن مطهر او را تشييع ميكنند. او نيز به جمع تشييع كنندگان ملحق شد و گريست و بر سر و سينه ميزد و پس از به خاك سپاري ميرزا تصميم گرفت در مجاورت قبر مطهر او سكنا گزيند و خادم مقبره آن جناب شود. مرد قفقازي، عاقبت دار فاني را وداع گفت و او را پايين قبر ميرزا اعلي الله مقامه دفن كردند.
آري، پيروان واقعي امامان (عليهم السلام) نيز ميتوانند به درجههايي از ولايت، امامت و پيشوايي امت دست يابند: «وَنُرِيدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ؛ و ما ميخواهيم بر مستضعفان زمين منت نهيم و آنان را پيشوايان و وارثان روي زمين قرار دهيم» .
به فرموده خداوند رحمان در سوره فرقان، يكي از درخواستهاي بندگان ويژه او چنين است: «وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِينَ إِمَامًا؛ ما را امام و پيشواي پرهيزگاران قرار ده!» .
تربيت شدگان مكتب آل البيت (عليهم السلام) فقط به اين بسنده نميكنند كه فقط گليم خودشان را از آب بيرون بكشند؛ بلكه همواره از خداوند ميخواهند افزون بر اين كه خود پرهيزگار شوند و به مراتب عاليه تقوا برسند، امام و پيشواي ساير پرهيزگاران نيز بشوند.
امام زمان (عليه السلام) از ما انجام اين دو وظيفه (پرهيزگاري و پيشوايي پرهيزگاران) را ميخواهد. اگر توانستيم اين دو نقش را به خوبي ايفا كنيم، آن گاه وظيفه شيعه عاشق را در حد وسع و توان خودمان درست انجام دادهايم؛ وگرنه، ادعاي عشق بدون انجام وظيفه از هيچ كس پذيرفته نميشود.
كسي كه عشقش و محبتش راستين است، همواره در پي انجام خواهش محبوبش ميرود تا جايي كه ديگر چيزي براي خود نميخواهد؛ بلكه فقط در فكر اين است كه محبوبش چه ميخواهد.
بسم الله الرحمن الرحیم
حكما و فلاسفه گفته اند بهترین دلیل بر امكان هر چیزى، واقع شدن آن چیز است. همین كه طول عمر در میان پیشینیان روى داده و تاریخ، افراد زیادى را به ما نشان میدهد كه عمرى دراز داشته اند، خود دلیل روشنى است بر اینكه طول عمر، از دیدگاه عقل، امرى ممكن است.
چگونه می شود طول عمر امام زمان را ثابت کرد مگر ایشان هم مانند ما انسانها دارای جسم و جان نیستند پس چگونه است که ما با گذر زمان پیر شده و جسممان به مرور ضعیف شده و نهایتا صد و اندی سال زندگی کرده و جان به جان آفرین تسلیم می کنیم و ایشان به لطف خدا سالیان سال است که در غیبت به سر می برند و گذر زمان شامل حال ایشان نمی شود. آیا امام زمان زندگی مخفیانه ای دارند یا اینکه در بین ما زندگی می کنند و ما نمی توانیم سعادت دیدار ایشان را داشته باشیم؟
پاسخ:
ایشان هم همانند ما انسانها دارای جسمند و حاضرند در بین مردم لیکن مردم ایشان را نمی شناسند مانند هزاران غریبه ای که نمی شناسیم. اما در مورد عمر طولانی: یک پاسخ اجمالی این است که هر مسلمانی اعتقاد دارد که خداوند اگر بخواهد کاری را انجام دهد، قدرت آن را دارد و کافی است اراده ی الهی به امری تعلق گیرد تا آن کار انجام شود. در قرآن کریم می خوانیم که اگر خدا بخواهد امری ایجاد شود، به او می گوید باش، پس به وجود می آید:" کن فیکون" پس هیچ عجیب نیست که خداوند بخواهد حجتش را زنده نگه دارد و این کار را انجام دهد.
برخى از دلایل مهم اثبات «طول عمر» حضرت مهدى(عج) به شرح زیر است :
از لحاظ علمى و تجربى:
علوم امروز، امكان طول عمر را تأیید كرده و كوشش بشر را در این راه، نتیجه بخش، موفقیت آمیز و لازم مى شناسد و براى طول عمر، حد و اندازهاى معلوم نمیكند. تقلیل مرگ و میرها و طولانى شدن عمر، وارد مرحله عملى شده و با سرعت رو به تكامل است و حد متوسط عمر از ۴۷ سال به ۷۴ سال رسیده است.
در این زمینه می توان نظر علوم مختلف را چنین تبیین كرد:زیست شناسان میگویند: اگر اختلالات و آسیب هایى كه به انسان میرسد و موجب كوتاهى عمر او میشود، رفع گردد، عمر او به دویست سال خواهد رسید. برخى مىگویند : انسان باید سیصد سال عمر كند؛ اینكه مىبینیم هفتاد یا هشتاد سال عمر میكند، بر اثر آن است كه عضوى از او فرسوده مى شود و به عضوهاى دیگر سرایت میكند. (مجله دانشمند، سال ۶، ش ۱، ص ۴۳.)
بر اساس نظر دانشمندان، پیرى جز فرسوده شدن سلولهاى بدن نیست و اگر روزى بشر بتواند سلولهاى بدن انسان را جوان نگه دارد، خواهد توانست به راز طول عمر دست یابد و از عمرى دراز برخوردار گردد. از نظر دانش جدید، جسم انسان براى سالیانى دراز، داراى قابلیت حیات و بقا است.دانشمندانى كه نظریات آنان مورد اعتماد است، میگویند: همه بافت هاى اصلى در جسم انسان و حیوان، تا بىنهایت قابلیت دارد و از این جهت كاملاً ممكن است كه انسانى هزاران سال زنده بماند؛ البته مشروط به اینكه عوارضى بر او عارض نشود كه ریسمان حیات او را پاره كند. (براى آگاهى بیشتر ر.ك : ائمتنا، ج ۲، ص ۳۷۱ ؛ منتخب الاثر، ص ۲۸۱ ؛ المهدى، ص ۱۴۱. ب.)
در قوانین طبیعى، در مورد مقدار عمر طبیعى بشر، هیچ اصل ثابت و غیر قابل تغییرى وجود ندارد. به همین دلیل، دانشمندان علوم تجربى، همواره در حال مطالعه و آزمایشاند و میكوشند تا متوسط طول عمر انسان را افزایش دهند. بدون شک اگر مقدار عمر طبیعى انسان، داراى اصول ثابت و غیر قابل تغییر بود، این مطالعات و آزمایشها، معنا و مفهومى نداشت. دانشمندان با تحقیقاتى كه به عمل آورده اند. موفق شده اند عمر برخى از حشرات را تا نهصد برابر عمر طبیعى آن، افزایش دهند. اگر این قضیه روزى در مورد انسان به حقیقت بپیوندد، عمر هزار ساله براى انسان، امرى پیش پا افتاده خواهد بود ( فصلنامه انتظار، ش ۶، ص ۲۴۲ و ۲۴۳ ؛ به نقل از : على محمد على دخیل، ائمتنا، ج ۲، ص ۳۷۲. )
امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف هم عالم كامل و هم عامل به قوانین و پدیده هاى الهى است و این دو در سایه تقدیر الهى، دیر زیستى و سالم زیستى را به همراه داشته است. (سید محمد تقى آیت اللهى، مقاله طول عمر، كتاب نینوا و انتظار، ص ۲۶۹ - ۲۷۲.)
امكان منطقى و عقلى:
حكما و فلاسفه گفته اند بهترین دلیل بر امكان هر چیزى، واقع شدن آن چیز است. همین كه طول عمر در میان پیشینیان روى داده و تاریخ، افراد زیادى را به ما نشان میدهد كه عمرى دراز داشته اند، خود دلیل روشنى است بر اینكه طول عمر، از دیدگاه عقل، امرى ممكن است و بنابراین طول عمر حضرت مهدى عجل الله تعالی فرجه الشریف امكانپذیر است. خواجه نصیر الدین طوسى مىگوید : «طول عمر امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف اتفاق افتاده و محقق شده است؛ چون چنین است؛ بعید شمردن طول عمر در مورد امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف جهل محض است» خورشید مغرب، ص ۲۱۴.
علامه طباطبایى نیز مینویسد : «هیچ قاعده و برهان عقلى وجود ندارد كه بر محال بودن طول عمر دلالت كند. به همین جهت نمیتوانیم، طول عمر را انكار كنیم» المیزان، ج ۱۲، ص ۵۲-۳۵.
طول عمر از نظر ادیان:
مسئله طول عمر تا حدودى مورد پذیرش ادیان قرار گرفته و آنها از عمر بسیار طولانى جمعى از افراد بشر خبر داده اند. تورات فعلى، در سِفر تكوین (اصحاح ۵، ۹ و ۱۱) و... افرادى از پیغمبران و دیگران را نام برده و عمرهاى طولانى هر یک را - كه متجاوز از چهارصد، ششصد، هفتصد، هشتصد و نهصد بوده - به صراحت بیان داشته است. علاوه بر این معتقدند : «ایلیا»، زنده به آسمان برده شده است ر.ك : اظهار الحق، ج ۲، ص ۱۲۴.
ادیان باستانى دیگر (مثل زرتشتى و بودایى) نیز از عمرهاى طولانى جمعى از افراد بشر، خبر داده اند و همه قائل به طول عمر؛ بلكه بقاى حیات اشخاص تا این زمان هستند صافى گلپایگانى، امامت و مهدویت، ج ۲، ص ۳۷۲ و ۳۷۳.مسیحیان نیز معتقدند: حضرت عیسى پس از قتل، زنده شد و تاكنون زنده است.
اعجاز و قدرت الهى:
یكى از راههاى مهم اثبات امكان «طول عمر»، «اعجاز» و قدرت الهى است. با توجه به نصوص معتبر روایى، امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، با قدرت الهى زنده است و در میان مردم به حیات خود ادامه میدهد، همان خدایى كه آتش را براى ابراهیم سرد و وسیله سلامتى قرار میدهد، عیسى و خضر را پس از قرنها زنده نگه میدارد ؛ میتواند مهدى موعود را نیز با قدرت بیكران خود، زنده نگه دارد.علامه طباطبائى نیز از مسئله «طول عمر» به عنوان «خرق عادت» یاد كرده، مینویسد : «نوع زندگى امام غایب را به طریق خرق عادت میتوان پذیرفت. البته خرق عادت، غیر از محال است و از راه علم، هرگز نمیتوان خرق عادت را نفى كرد؛ زیرا هرگز نمیتوان اثبات كرد كه اسباب و عواملى كه در جهان كار میكنند، تنها همانها هستند كه ما آنها را دیده ایم و میشناسیم و دیگر اسبابى - كه ما از آنها خبر نداریم، یا آثار و اعمال آنها را ندیده ایم یا نفهمیده ایم - وجود ندارد. از این رو ممكن است در فردى و یا افرادى از بشر، اسباب و عواملى به وجود آید كه عمرى بسیارى طولانى - هزار یا چندین هزار ساله - براى ایشان تأمین نماید» شیعه در اسلام، ص ۱۵۱.
در هر صورت؛ حضرت محمد صلی الله علیه وسلم خبر داده و ائمه معصومین نیز بشارت داده اند كه حضرت حجت، فرزند امام حسن عسكرى، همان كسى است كه در بامداد روز نیمه شعبان سال ۲۵۵ه .ق عالم را به نور جمال خود منوّر ساخته است. او بعد از غیبت بسیار طولانى، ظهور نموده و جهان را پر از عدل و داد میكند/ امامت و مهدویت، ج ۲، ص ۳۷۴ و ۳۷۵.
با توجه به اینكه این بشارتها قطعى، مسلّم و متواتر است و خداوند نیز بر هر كارى قادر و توانا است ؛ دیگر جاى شبهه و شك و تردید نیست. امام صادق علیه السلام فرموده است : «در نظرتان شگفت نیاید كه خداوند، عمر صاحب این امر را طولانى كند؛ همچنان كه عمر نوح را طولانى نمود».
در این زمینه مطالعه ی کتب حكومت عدل گستر (حسین حیدری كاشانی) ؛ دادگستر جهان (ابراهیم امینی) نیز مفید است.
دعای عهد
از امام صادق، علیه السلام، روایت شده که فرمودند: هر کس چهل روز صبح هنگام، دعاى عهد را بخواند از یاران قائم ما است و اگر قبل از ظهور آن حضرت از دنیا برود خداوند او را در زمان ظهور از قبر بیرون مى آورد که در خدمت حضرت باشد. خداوند به هر کلمه اى از این دعا هزار حسنه عطا فرماید و هزار گناه محو مى نماید.دعاى عهد ابتدا خداوند را به اسامى و صفات مى خواند و بعد صلوات بر امام زمان علیه السلام است . سپس دعاهایى در مورد آن حضرت و فرج او و نیز حضور ما در زمان حضرت و دیدار روى حضرت دارد.
بسم الله الرحمن الرحیم
اَللّهُمَّ رَبَّ النُّورِ الْعَظیمِ، وَ رَبَّ الْکُرْسِىِّ الرَّفیعِ، وَ رَبَّ الْبَحْرِ الْمَسْجُورِ، وَ مُنْزِلَ التَّوْراةِ وَالْإِنْجیلِ وَالزَّبُورِ، وَ رَبَّ الظِّلِّ وَالْحَرُورِ، وَ مُنْزِلَ الْقُرْآنِ الْعَظیمِ، وَ رَبَّ الْمَلائِکَةِ الْمُقَرَّبینَ، وَالْأَنْبِیاءِ وَالْمُرْسَلینَ اَللّهُمَّ إِنّى أَسْأَلُکَ بوَجْهِکَ الْکَریمِ، وَ بِنُورِ وَجْهِکَ الْمُنیرِ، وَ مُلْکِکَ الْقَدیمِ، یا حَىُّ یا قَیُّومُ، أَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ الَّذى أَشْرَقَتْ بِهِ السَّمواتُ وَالْأَرَضُونَ، وَ بِاسْمِکَ الَّذى یَصْلَحُ بِهِ الْأَوَّلُونَ وَالْآخِرُونَ، یا حَیّاً قَبْلَ کُلِّ حَىٍّ، وَ یا حَیّاً بَعْدَ کُلِّ حَىٍّ، وَ یا حَیّاً حینَ لا حَىَّ، یا مُحْیِىَ الْمَوْتى، وَ مُمیتَ الْأَحْیاءِ، یا حَىُّ لا إِلهَ إِلّا أَنْتَ.
اَللّهُمَّ بَلِّغْ مَوْلانَا الْإِمامَ الْهادِىَ الْمَهْدِىَّ الْقائِمَ بِأَمْرِکَ، صَلَواتُ اللَّهِ عَلَیْهِ وَ عَلى آبائِهِ الطّاهِرینَ، عَنْ جَمیعِ الْمُؤْمِنینَ وَالْمُؤْمِناتِ فى مَشارِقِ الْأَرْضِ وَ مَغارِبِها، سَهْلِها وَ جَبَلِها، وَ بَرِّها وَ بَحْرِها، وَ عَنّى وَ عَنْ والِدَىَّ مِنَ الصَّلَواتِ زِنَةَ عَرْشِ اللَّهِ، وَ مِدادَ کَلِماتِهِ، وَ ما أَحْصاهُ عِلْمُهُ، وَ أَحاطَ بِهِ کِتابُهُ. أَللّهُمِّ إِنّى أُجَدِّدُ لَهُ فى صَبیحَةِ یَوْمى هذا، وَ ما عِشْتُ مِنْ أَیّامى عَهْداً وَ عَقْداً وَ بَیْعَةً لَهُ فى عُنُقى، لا أَحُولُ عَنْها، وَ لا أَزُولُ أَبَداً. اَللّهُمَّ اجْعَلْنى مِنْ أَنْصارِهِ وَ أَعَوانِهِ، وَالذّابّینَ عَنْهُ، وَالْمُسارِعینَ إِلَیْهِ فى قَضاءِ حَوائِجِهِ، وَالْمُمْتَثِلینَ لِأَوامِرِهِ، وَالْمُحامینَ عَنْهُ، وَالسّابِقینَ إِلى إِرادَتِهِ، وَالْمُسْتَشْهَدینَ بَیْنَ یَدَیْهِ.
اَللّهُمَّ إِنْ حالَ بَیْنى وَ بَیْنَهُ الْمَوْتُ الَّذى جَعَلْتَهُ عَلى عِبادِکَ حَتْماً مَقْضِیّاً، فَأَخْرِجْنى مِنْ قَبْرى مُؤْتَزِراً کَفَنى، شاهِراً سَیْفى، مُجَرِّداً قَناتى، مُلَبِّیاً دَعْوَةَ الدّاعى فِى الْحاضِرِ وَالْبادى. اَللّهُمَّ أَرِنِى الطَّلْعَةَ الرَّشیدَةَ وَالْغُرَّةَ الْحَمیدَةَ، وَاکْحَُلْ ناظِرى بِنَظْرَةٍ مِنّى إِلَیْهِ، وَ عَجِّلْ فَرَجَهُ، وَ سَهِّلْ مَخْرَجَهُ، وَ أَوْسِعْ مَنْهَجَهُ، وَاسْلُکْ بى مَحَجَّتَهُ، وَ أَنْفِذْ أَمْرَهُ، وَاشْدُدْ أَزْرَهُ، وَاعْمُرِ اللّهُمَّ بِهِ بِلادَکَ ، وَ أَحْىِ بِهِ عِبادَکَ، فَإِنَّکَ قُلْتَ وَ قَوْلُکَ الْحَقُّ: ظَهَرَ الْفَسادُ فِى الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِما کَسَبَتْ أَیْدِى النّاسِ، فَأَظْهِرِ اللّهُمَّ لَنا وَلِیَّکَ وَابْنَ بِنْتِ نَبِیِّکَ الْمُسَمّى بِاسْمِ رَسُولِکَ
حَتّى لا یَظْفَرَ بِشَىْءٍ مِنَ الْباطِلِ إِلّا مَزَّقَهُ، وَ یُحِقَّ الْحَقَّ وَ یُحَقِّقَهُ، وَاجْعَلْهُ اللّهُمَّ مَفْزَعاً لِمَظْلُومِ عِبادِکَ وَ ناصِراً لِمَنْ لا یَجِدُ لَهُ ناصِراً غَیْرَکَ، وَ مُجَدِّداً لِما عُطِّلَ مِنْ أَحْکامِ کِتابِکَ، وَ مُشَیِّداً لِما وَرَدَ مِنْ أَعْلامِ دینِکَ، وَ سُنَنِ نَبِیِّکَ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ، وَاجْعَلْهُ اللّهُمَّ مِمَّنْ حَصَّنْتَهُ مِنْ بَأْسِ الْمُعْتَدینَ، اَللّهُمَّ وَ سُرَّ نَبِیَّکَ مُحَمَّداً صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ بِرُؤْیَتِهِ، وَ مَنْ تَبِعَهُ عَلى دَعْوَتِهِ، وَارْحَمِ اسْتِکانَتَنا بَعْدَهُ ، اللّهُمَّ اکْشِفْ هذِهِ الْغُمَّةَ عَنْ هذِهِ الْأُمَّةِ بِحُضُورِهِ، وَ عَجِّلْ لَنا ظُهُورَهُ، إِنَّهُمْ یَرَوْنَهُ بَعیداً وَ نَراهُ قَریباً، بِرَحْمَتِکَ یا أَرْحَمَ الرّاحِمینَ.
اَلْعَجَلَ، اَلْعَجَلَ؛ یا مَولای یا صاحِبَ الزَّمانِ
اَلْعَجَلَ، اَلْعَجَلَ؛ یا مَولای یا صاحِبَ الزَّمانِ
اَلْعَجَلَ، اَلْعَجَلَ؛ یا مَولای یا صاحِبَ الزَّمانِ
بنام خداوند بخشنده مهربان
پروردگارا ای رب نور حقیقی وجود کامل و خداوند کرسی با رفعت و خداوند دریای احسان و ای نازل کننده ی کتاب آسمانی تورات موسی(ع) و انجیل عیسی (ع)و زبور داود(ع) و ای پروردگار سایه و آفتاب گرم و ای نازل کننده ی قرآن عظیم الشان و ای پروردگار ملائک مقرب و پیغمبران و رسولان پروردگارا همانا از تو درخواست میکنم به حق ذات بزرگوارت و به نور جمال بی مثالت که عالم به آن روشن است و به ملک قدیم و سلطنت ازلیت ای زنده ی ابدی و ای پاینده ی سرمد از تو درخواست میکنم به حق آن اسمی که آسمان ها و زمین را به آن اسم نور وجود بخشیدی و به آن اسمی که اولین و آخرین اهل آلم را بدان اصلاح و تربیت دادی ای زنده ی پیش از هر زنده ای زنده ی ابدی بعد از هر زنده ای زنده هنگامی که احدی زنده نبود ای زنده کننده ی مردگان و میراننده ی زندگان عالم ای زنده بالذات که غیر تو خدایی نیست پروردگارا تو بر مولای ما حضرت امام عصر هادی امت و مهدی آل محمد قیام کننده به فرمان تو که درود خدا بر او و بر پدران پاک گوهر او باد از تمام مرد و زن اهل ایمان که در مشرق و مغرب های زمین هستند و در صحرا و کوه و بر و بحر عالمند از من و پدر و مادر من بر او درود و تحیتی فرست برابر عرش خدا و به قدر مداد کلمات حق و آنچه که علم خدا احصا و کتاب آفرینش حق احاطه بر آن نموده است پروردگارا من در صبح همین روزم و تمام ایامی که در آن زندگانی کنم با او تجدید میکنم عهد خود و عقد بیعت او را که بر گردن من است که هرگز از این عهد و بیعت بر نگردم و تا ابد بر آن ثابت قدم باشم پروردگارا مرااز انصار و یاران آن بزرگوار قرارده و از آنان که از او دفاع میکنند و از پی انجام مقاصدش میشتابند و اوامرش را اطاعت و از وی حمایت کرده و به جانب اراده اش مشتاقانه سبقت میگیرند و در حضور حضرتش به درجه ی رفیع شهادت میرسند مرا از آنان مقرر فرما پروردگارا اگر میان من و او مرگ که بر تمام بندگانت قضای حتمی قرار داده ای جدایی افکند پس مرا از قبر بر انگیز در حالی که کفنم را برتن خود کرده و شمشیرم زا از نیام بر کشیده و لبیک گویان دعوتش را که بر تمام مردم شهر و دیار عالم لازم الاجابه است اجابت کنم ای خدا به ما آن طلعت زیبای رشیدت را بنما و از پرده ی غیب پدیدار کن و سرمه ی نور و روشنی ابد به یک نظر بر آن جمال مبارک به چشم من درکش و و فرج آن حضرت را نزدیک و خروجش را آسان ساز و توسعه در طریق وی عطا فرما ومرا به طریقه ی با حجت و بیان او سلوک ده و فرمان آن حضرت را نافذ گردان و پشت او را قوی ساز و ای خدا شهر و دیارت را به وجود او آباد ساز و بندگانت را به واسطه ی او زنده ساز چون تو خود فرموده ای و کلام تو حق و حقیقت است فرمودی (ظهر الفساد فی البر و البهر بما کسبت ایدی الناس )
پس تو ای پروردگار ولیّت، و فرزند دختر پيامبرت كه به نام رسولت ناميده شده،بر ما از پرده ی غیب ظاهر فرما تا آن که بر هر باطل ظفر یابد و آن را محو و نابود سازد و حق راثابت و محقق گرداند و آن حضرت را ای پروردگار فریادرس بندگان مظلومت قرار ده و ناصر و یاور آنان که جز تو ناصر و یاری ندارند و مجدد احکامی از قرآن مجیدت که تعطیل شده و رفعت و استحکام بخش و محكم كننده آنچه از نشانه هاى دينت و روش هاى پيامبرت (درود خدا بر او و خاندانش) رسيده است و او را ای پروردگار از بیداد ستمکاران در حفظ و امان خود بدار پروردگارا و پیغمبر اکرمت صلی الله عله و اله را شاد و مسرور گردان به دیدار او و پیروانش که دعوت حضرتش را اجابت کردند و ای خدا بر حال زار پریشان ما بعد از او ترحم فرمای ای خدا غم و اندوه آن بزرگوار را به حضورش از قلوب این ملت برطرف گردان و برای آرامش دل های ما به حضورش تعجیل فرما که مخالفان بعید دانند و ما فرج و ظهورش را نزدیک می دانیم ای خدا ای مهربان ترین مهربانان
تعجیل و شتاب فرما، ای مولای من، ای صاحب الزمان
لینکهای دانلود
بسم الله الرحمن الرحیم
مقدمه
صلوات به عنوان یک دعا، نوعی عرض ارادت و اظهار محبت به پیامبر عظیم الشان اسلام صلی الله علیه و آله و سلم و اهل بیت مکرم ایشان می باشد که رفته رفته به شعار مسلمانان تبدیل شده است.
تأکید قرآن بر صلوات فرستادن بر حضرت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم درآیه إِنَّ اللهَ وَمَلَائِکتَهُ یصَلُّونَ عَلَی النَّبِی یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِیمًا[1] سبب اهمیت بیشتر آن شده است.
خداوند متعال، حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم را برای صلوات و درود خویش لایق دانسته و به ملائکه و مؤمنین نیز امر فرموده است تا بر آن حضرت به صورت پی در پی، درود و صلوات بفرستند.
----------------------------------------
فلسفه صلوات
صلوات فرستادن مسلمانان بر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم به گونه ای تشکر از زحمات طاقت فرسای ایشان و اهل بیت علیهم السلام و نیز قدردانی آنها از نعمت هدایت ـ که از بزرگترین نعمت های خداوند است ـ می باشد.
از نظر روانشناسی، صلوات فرستادن برای پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم موجب ریشه دار شدن محبت به آن حضرت و اهل بیتش می شود و این زمینه سازی روحی، تبعیت بیشتر شخص را از رهنمودهای آن بزرگواران فراهم می کند.
علاوه بر این، صلوات، یک دعا است و موجب نزول رحمت الهی می شود؛ چون مسلمانان هنگام صلوات فرستادن دعا می کنند و از خداوند متعال می خواهند که رحمت بیشتری بر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و اهل بیت علیهم السلام و آنان را به درجات بالاتر قرب الهی برساند.[2]
همچنین صلوات موجب شناخت ائمه علیهم السلام و مأنوس شدن با آنها و در پی آن، درس گرفتن از مکتب آن بزرگواران می شود؛ لذا صلوات فرستادن بسیار سفارش شده است و یکی از توشه های ارزشمندی است که در آخرت، موجب سنگینی وزنة کارهای نیک ما در میزان اعمال می شود.
ائمه علیهم السلام به عنوان الگوهای عملی ما همواره بعد از ذکر نام شریف پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم صلوات را ذکر فرموده اند که نمونه های بارز آن را می توان در نهج البلاغه و صحیفه سجادیه و سایر ادعیه مشاهده کرد.
----------------------------------------
برخی از آثار و برکات صلوات
امام رضا علیه السلام می فرمایند: «کسی که توانایی بر چیزی که موجب محو گناهانش می شود ندارد، پس بسیار بر محمد و آلش صلوات بفرستد؛ چرا که صلوات گناهان را نابود و ریشه کن می کند.»[3]
امام صادق علیه السلام نیز فرموده اند: «پیوسته میان دعا و استجابتش پرده ای فاصله می اندازد تا این که بر محمد صلی الله علیه و آله و سلم و آلش صلوات فرستاد ه شود.» [4]
ایشان درحدیثی دیگر از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نقل کرده اند: «هر که بر من صلوات فرستد، خدا و فرشتگان بر او صلوات می فرستند؛ چه کم صلوات بفرستد، چه بسیار.»[5]
هم چنین رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: «صلوات بر من و اهل بیت من، نفاق را از بین می برد.» [6]
امام باقر یا امام صادق علیه السلام فرمودند: «در ترازوی اعمال، چیزی سنگین تر از صلوات بر محمّد وآل محمّد نیست و چه بسا مردی باشد که اعمالش را در میزان گذارند و سبک باشد، پس ثواب صلوات او را بیاورند و در میزان نهند، پس به سبب آن سنگین گردد و بر کفه دیگر بچربد.» [7]
امام صادق علیه السلام می فرمایند: «هر کس به درگاه خدای عزوجل حاجتی دارد، باید در بیان آن، با صلوات بر محمّد و آلش شروع کند و سپس حاجت خود را بخواهد و در آخر هم به صلوات بر محمّد و آل محمّد پایان دهد؛ زیرا که خدای عزّوجل، کریم تر از آن است که دو طرف دعا را بپذیرد و وسط دعا را واگذارد [و به اجابت نرساند]؛ زیرا صلوات بر محمّد محجوب نیست [و بدون برخورد به حجاب و مانعی بالا می رود.] »[8]
----------------------------------------
صلوات کامل و ناقص
در منابع شیعی و اهل سنت، چگونگی صلوات فرستادن آمده و تأکید شده است که صلوات، کامل فرستاده شود.
روایت شده است که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: «بر من صلوات ناقص و ابتر نفرستید». اصحاب پرسیدند: «یا رسول الله! صلوات ناقص چیست؟» حضرت فرمودند: «این که بگویید: الَّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد؛ و تا همین جا اکتفا کنید؛ بلکه باید بگویید: الَّلهُمَّ صلِّ عَلی مُحَمَّدٍ و آلِ مُحَمَّد.» [9]
هم چنین ایشان فرموده اند: «هرکس نماز بخواند و در آن نماز، بر من و آل من صلوات نفرستد نماز وی قبول نمی شود.» [10]
به همین خاطر بسیاری از علمای شیعه و جمعی از فقهای بزرگ اهل سنت، ذکر« آلِ مُحَمَّد » را در صلوات تشهد نماز واجب می شمارند.
مثلاً شافعی ( امام مذهب شافعی ) و احمد بن حنبل ( امام مذهب حنبلی ) صلوات کامل را در تشهد دوم نماز، واجب می دانند. [11] جالب اینکه شافعی، فتوای خود را در قالب شعر معروفی صریحاً ذکر کرده است:
یا أهلَ بَیتِ رسولِ الله حُبُّکم فَرضٌ مِنَ اللهِ فی القُرآنِ أنزَلَه
کفاکم مِن عَظیمِ القَدرِ أنَّکم مَن لَّم یصَلِّ عَلَیکم لاصَلاةَلَه
«ای اهل بیت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم! محبت شما در قرآن واجب شده است و در عظمت و مقام شما همین بس که هر کس بر شما صلوات نفرستد نمازش باطل است.»
----------------------------------------
صلوات و فرج آل محمد علیهم السلام
روایات زیادی وجود دارد که به طور کلی، امر به دعا برای تعجیل در فرج کرده اند، که توقیع شریف حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف یکی از این روایات شریف می باشد: «وَ اکثِرُوا الدُّعاءَ بِتَعجیلِ الفَرَج فإنَّ ذلِک فَرَجُکم؛[12] برای تعجیل در فرج من، بسیار دعا کنید، زیرا که گشایش کارهای شما در آن است.»
اما روایات متعددی نیز وجود دارد که امر کرده اند همراه با ذکر شریف صلوات، برای تعجیل در فرج، دعا شود که در دو دسته کلی گنجانده می شوند.
الف) روایاتی که مختص به زمان یا مکان خاصی هستند؛ مثلاً اعمال شب و روز جمعه ادعیه شب قدر و...
برای مثال روایت شده است: «هر کس بعد از نماز ظهر در روز جمعه سه مرتبه بگوید: الَّلهُمَّ صلِّ عَلی مُحَمَّدٍ و آلِ مُحَمَّد و عجِّل فَرَج آلِ محمَّد، از یاران حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف خواهد بود.» [13]
یا در شب قدر، نمازی ده رکعتی وارد شده که بعد از رکعت چهارم آن، در ضمن دعایی آمده است: «یا کریمُ، یا کریمُ، یا کریم، صلِّ عَلی مُحَمَّدٍ و آلِ مُحَمَّد و عجِّل فَرَجهم و اغفِر لی ذُنوبی و بارِک لی فی کسبی».
ب) روایاتی که اختصاص به زمان یا مکان خاصی ندارد و به طور مطلق می باشد؛ مثلاً بعد از هر نماز صبح می توان آن را به جا آورد.
امام صادق علیه السلام می فرمایند: «هر کس بعد از نماز صبح و ظهر بگوید: الَّلهُمَّ صلِّ عَلی مُحَمَّدٍ و آلِ مُحَمَّد و عجِّل فَرَجَهُم، نمی میرد تا اینکه حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را درک کند.» [14] گفتنی است که در اسناد و منابع معتبر، صلوات همراه با « وعجِّل فَرَجَهُم » نقل شده است.
----------------------------------------
زبان دعا
دعا به هر شکل و زبانی که باشد مورد قبول است و لازم نیست با کیفیت یا آداب خاصی باشد گفته شود؛ اگر با رعایت آداب خاص و با استفاده از کلمات و عبارات پر محتوا باشد، قطعاً بهتر خواهد بود.
ادعیه وارده از حضرات معصومین علیهم السلام بهترین شیوه برای دعا کردن هستند و شیعه با بهره مندی از این گنج های ارزشمند معنوی، به زیباترین شکل به درگاه حضرت حق التجا می کند و با این جملات زیبا خواسته های خود را از خداوند می خواهد.
صلوات دعایی است که ائمه اطهار علیهم السلام ما را از کیفیت مطلوب آن آگاه ساخته اند.
----------------------------------------
تولی و تبری
یکی از واجبات مذهب ما تولّی و تبرّی است؛ به این معنا که باید از دشمنان اهل بیت علیهم السلام دوری جست (تبری) و با دوستانشان الفت داشت (تولی). صلوات، بهترین راه برای نشان دادن تولی است و یقیناً دعا برای تعجیل در امر فرج، به تولایمان خواهد افزود و بهترین شعار برای بیان اعتقاد قلبی ما خواهد بود.
البته در برخی روایات که به تبری توصیه شده است، همراه با صلوات و دعا برای تعجیل در فرج، سفارش شده که نابودی دشمنان اهل بیت علیهم السلام نیز خواسته شود. مثلاً در صلواتی که در کتاب جمالُ الأُسبوع نقل شده، این چنین آمده است: «الّلهُمَّ عجِّل فَرَج آلِ مُحمَّد و أهلِک أعدائَهُم مِنَ الجِنِّ و الإنس».[15]
یا در دعایی در اعمال شب جمعه آمده است، می خوانیم: « الَّلهُمَّ صلِّ عَلی مُحَمَّدٍ و آلِ مُحَمَّد و عجِّل فَرَجَهُم و أهلِک عَدُوَّهُم منَ الجنِّ و الإنس منَ الاوّلینَ و الآخِرین».[16]
آری؛ صلوات، بهترین نماد تولی و تبری است. خداوند، ما را با محمّد و آل محمّد زنده بدارد و با محبت آنها بمیراند و در قیامت، با آنان محشور گرداند و توفیق حضور در عصر فرج آل محمّد صلی الله علیه و آله و سلم و یاری حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را نصیبمان بگرداند.
----------------------------------------
[1]. سوره احزاب /56.
[2]. فصلنامه طلوع، شماره 6 ( تابستان 82 )، مقاله «کیفیت صلوات از نگاه فریقین»، محمد حسن زمانی.
[3]. سفینه البحار، ج2، ص50.
[4]. اصول کافی، ج 2، باب الصلاه علی النبی محمد و اهل بیته علیهم السلام، ح اول.
[5]. همان، ح7.
[6]. همان، ح 8.
[7]. همان، ح 15و16.
[8]. همان، ح15و16.
[9]. الصواعق المحرقه، ابن حجرهیتمی مکی، ص 87، به نقل از مجله طلوع، شماره 6، ص 42و43.
[10]. شرح و فضائل صلوات، احمد بن محمد الحسینی اردکانی، ص 21-20. به نقل از الغدیر، ج 2.
[11]. همان.
[12]. غیبت شیخ طوسی، فصل چهارم، ص 515.
[13]. مستدرک وسائل الشیعه، ج 6، ص 94و 98.
[14]. مستدرک وسائل الشیعه، ج 5، ص 97.
[15]. جمال الاسبوع، ص 479.
[16]. بحار، ج 86، ص 289.



♥اَلـــلّـــ♥ـهـُـــ♥ـمَّ عَـــ♥ـجِـّــ♥ـلْ لِــ♥ـوَلــ♥ـیـــِّکَ ♥الــــْفــ♥ــَرَجْ ♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥ کپی برداری از مطالب فقط با ذکر صلوات مجاز میباشد. ♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥ تعجیل در فرج اقا و صاحبمون حضرت ولی عصر(عج)صلوات. اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم ♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥ یاران مهدی(عج) مردمانی پولاد دل،سرشار از یقین به خدا و محکم تر از صخره ها هستند:اگر به کوهها روی بیاورند آنهارا متلاشی میکنند. ♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥ ای کاش همه می دانستند دنیایی که در آن حجت خدا نباشد جهنمی بیش نیست، جهنمی که اگر نیک بنگری زبانه های آتش آن همه جا را فرا می گیرد. آری ای دوست: تا زمانی که بهشت ظهور نکرده من و تو مقیم جهنمیم . ♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥ بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَهِ بنِ الحَسَن صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ فِی هَذِهِ السَّاعَهِ وَ فِی کُلِّ سَاعَهٍ وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ عَیْناًحَتَّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِیهَا طَوِیلا" ♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥



